معنی ۱neutral · 82%
ماهیچهای متحرک در دهان که در چشیدن، جویدن، بلعیدن و صحبت کردن نقش دارد.
مثالهای طبیعی
Der Arzt bat das Kind, die Zunge herauszustrecken.
پزشک از کودک خواست زبانش را بیرون بیاورد.
Die Katze leckte sich mit der Zunge das Fell.
گربه با زبانش موهایش را لیسید.
Nach der Suppe verbrannte er sich die Zunge.
او پس از سوپ زبانش را سوزاند.
نکتهٔ کاربردی
Zunge مؤنث است: die Zunge؛ جمع Zungen. در معنای مجازی میتواند به زبان یا ذائقهٔ فرد اشاره کند.
درس کوتاه: Zunge
ماهیچهای متحرک در دهان که در چشیدن، جویدن، بلعیدن و صحبت کردن نقش دارد. Zunge مؤنث است: die Zunge؛ جمع Zungen. در معنای مجازی میتواند به زبان یا ذائقهٔ فرد اشاره کند.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «Zunge» مطابقت دارد؟
