معنی ۱neutral · 82%
برگشت؛ عقب
مثالهای طبیعی
Ich komme morgen zurück.
فردا برمیگردم.
Geh bitte zurück.
لطفاً عقب برو.
Bring das Buch zurück.
کتاب را برگردان.
نکتهٔ کاربردی
zurück برگشت به جای قبلی یا جهت عقب را نشان میدهد.
ترکیبهای رایج
zurückkommen — برگشتن — عقب رفتن؛ برگشتن
