همراه نرفتن یا همسرعت پیش نرفتن و در مکانی یا پشت سر دیگران ماندن.
مثالهای طبیعی
Die Wandergruppe wartete, bis niemand mehr zurückblieb.
گروه کوهنوردی صبر کرد تا کسی جا نماند.
Ein Schüler blieb mit dem neuen Stoff hinter der Klasse zurück.
دانشآموزی در یادگیری مطالب تازه از کلاس عقب ماند.
Die Löhne blieben hinter den Preisen zurück.
دستمزدها از قیمتها عقب ماندند.
نکتهٔ کاربردی
zurückbleiben جداشدنی و قوی است: blieb zurück, ist zurückgeblieben. همچنین میتواند به باقی ماندنِ اثری یا چیزی اشاره کند.
درس کوتاه: zurückbleiben
همراه نرفتن یا همسرعت پیش نرفتن و در مکانی یا پشت سر دیگران ماندن. zurückbleiben جداشدنی و قوی است: blieb zurück, ist zurückgeblieben. همچنین میتواند به باقی ماندنِ اثری یا چیزی اشاره کند.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «zurückbleiben» مطابقت دارد؟
