هنگام ادامهٔ مسیر یا رفتن، کسی یا چیزی را در جایی باقی گذاشتن.
مثالهای طبیعی
Sie ließ ihren Regenschirm im Zug zurück.
او چترش را در قطار جا گذاشت.
Der Wanderer wollte niemanden auf dem schwierigen Weg zurücklassen.
کوهنورد نمیخواست کسی را در مسیر دشوار جا بگذارد.
Sie ließ die Werkzeugkiste am Einsatzort zurück.
او جعبهابزار را در محل کار جا گذاشت.
نکتهٔ کاربردی
zurücklassen جداشدنی و قوی است: lässt zurück, ließ zurück, hat zurückgelassen. همچنین میتواند بهمعنای برجا گذاشتن اثری باشد.
درس کوتاه: zurücklassen
هنگام ادامهٔ مسیر یا رفتن، کسی یا چیزی را در جایی باقی گذاشتن. zurücklassen جداشدنی و قوی است: lässt zurück, ließ zurück, hat zurückgelassen. همچنین میتواند بهمعنای برجا گذاشتن اثری باشد.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «zurücklassen» مطابقت دارد؟
