مسافتی را پیمودن یا طی کردن.
مثالهای طبیعی
Die Wandergruppe legte die Strecke in drei Stunden zurück.
گروه کوهنوردی مسیر را در سه ساعت پیمود.
Der Zug legte die Strecke bis München in zwei Stunden zurück.
قطار مسیر تا مونیخ را در دو ساعت پیمود.
An einem Tag legten wir fast dreißig Kilometer zurück.
ما در یک روز نزدیک به سی کیلومتر پیمودیم.
نکتهٔ کاربردی
zurücklegen جداشدنی و باقاعده است: legt zurück، legte zurück، hat zurückgelegt. مسافتِ طیشده معمولاً در حالت آکوزاتیو میآید.
درس کوتاه: zurücklegen
مسافتی را پیمودن یا طی کردن. zurücklegen جداشدنی و باقاعده است: legt zurück، legte zurück، hat zurückgelegt. مسافتِ طیشده معمولاً در حالت آکوزاتیو میآید.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «zurücklegen» مطابقت دارد؟
