یک یا چند قدم به سمت عقب برداشتن.
مثالهای طبیعی
Bitte treten Sie einen Schritt von der Bahnsteigkante zurück.
لطفاً یک قدم از لبهٔ سکو عقب بروید.
Der Besucher trat vom Bild zurück, um es ganz zu betrachten.
بازدیدکننده برای دیدن کامل تابلو از آن فاصله گرفت.
Als der Ball auf ihn zukam, trat er rasch zurück.
وقتی توپ بهسویش آمد، سریع یک قدم عقب رفت.
نکتهٔ کاربردی
zurücktreten قوی و جداشدنی است: tritt zurück، trat zurück، ist zurückgetreten. در این معنا فرد از نظر جسمی به عقب حرکت میکند.
درس کوتاه: zurücktreten
یک یا چند قدم به سمت عقب برداشتن. zurücktreten قوی و جداشدنی است: tritt zurück، trat zurück، ist zurückgetreten. در این معنا فرد از نظر جسمی به عقب حرکت میکند.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «zurücktreten» مطابقت دارد؟
