چیزی را در یک زنجیره به عقب دنبال کردن تا منشأ یا مرحلهٔ پیشین آن مشخص شود
مثالهای طبیعی
Die Ermittler konnten den Angriff bis zu einem kompromittierten Server zurückverfolgen.
بازرسان توانستند حمله را تا یک سرور آلوده ردیابی کنند.
Die Idee lässt sich bis ins späte 19. Jahrhundert zurückverfolgen.
میتوان این ایده را تا اواخر قرن نوزدهم ردیابی کرد.
Jede Zahlung muss eindeutig bis zum ursprünglichen Auftrag zurückverfolgt werden können.
هر پرداخت باید بتواند بهطور روشن تا دستور اولیه ردیابی شود.
نکتهٔ کاربردی
در جملهٔ اصلی صرفشده، پیشوند جداشدنی zurück به پایان میرود: Wir verfolgen die Spur zurück.
