معنی ۱neutral · 87%
پس از دوربودن به مکان، فعالیت، وضعیت یا موضوعی بازگشتن
مثالهای طبیعی
Die Geschäftsführerin kehrt am Freitag aus Wien zurück.
مدیرعامل جمعه از وین بازمیگردد.
Nach der Pause kehren wir zur Arbeit zurück.
بعد از استراحت به کار برمیگردیم.
Am Ende kehrt der Vortrag zum Ausgangspunkt zurück.
در پایان، سخنرانی به نقطهٔ آغاز برمیگردد.
نکتهٔ کاربردی
Perfekt آن با sein ساخته میشود: ist zurückgekehrt. بسته به مقصد یا مبدأ، با nach، aus، in یا zu میآید.

