معنی ۱neutral · 87%
افزوده بر چیزی که از قبل وجود دارد، برنامهریزی شده یا لازم است
مثالهای طبیعی
Für Gepäck können zusätzliche Gebühren anfallen.
ممکن است برای بار هزینههای اضافی دریافت شود.
Wir benötigen noch zusätzliche Informationen zu Ihrem Antrag.
هنوز به اطلاعات بیشتری دربارهٔ درخواست شما نیاز داریم.
Das Team übernimmt eine zusätzliche Aufgabe.
تیم یک وظیفهٔ اضافی بر عهده میگیرد.
نکتهٔ کاربردی
پیش از اسم، zusätzlich پایانبندی معمول صفت را میگیرد: zusätzliche Kosten، ein zusätzlicher Termin. بهصورت قیدی هم رایج است: zusätzlich bezahlen.

