با یک یا چند نفر بهطور مشترک روی وظیفه یا هدفی کار کردن.
مثالهای طبیعی
Die beiden Schulen arbeiten an einem Austauschprogramm zusammen.
دو مدرسه روی برنامهٔ تبادل با هم همکاری میکنند.
Wir arbeiten eng mit dem örtlichen Verein zusammen.
ما از نزدیک با انجمن محلی همکاری میکنیم.
Die Labore arbeiteten für die Studie international zusammen.
آزمایشگاهها برای این پژوهش در سطح بینالمللی همکاری کردند.
نکتهٔ کاربردی
zusammenarbeiten جداشدنی و باقاعده است: arbeitete zusammen, hat zusammengearbeitet. معمولاً با mit و داتیو میآید.
درس کوتاه: zusammenarbeiten
با یک یا چند نفر بهطور مشترک روی وظیفه یا هدفی کار کردن. zusammenarbeiten جداشدنی و باقاعده است: arbeitete zusammen, hat zusammengearbeitet. معمولاً با mit و داتیو میآید.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «zusammenarbeiten» مطابقت دارد؟
