Zusammenballung
C2اسمتمرکز
JadoLearn Dictionary
Zusammenballung یعنی تمرکز. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
تمرکز
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
مقایسه، مطابقت
انباشت؛ تجمع
پرز، کومه، توده
کلکسیون، گرداوری، مجموعه
سیل گرفتن، طوفان، سیل
کلکسیون، گرداوری، مجموعه
کپه کردن، توده
قابل معاشرت، انس گیر، آمیزگار
قابل معاشرت، انس گیر، آمیزگار
پادشاهی، مملکت، ملکوت
چرک، کثافت، چرکی
خطه، سرزمین، قلمرو
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.