فرایند کنار هم آوردن عناصر جدا و هماهنگ یا یکپارچه کردن آنها
مثالهای طبیعی
Die Zusammenführung der Datenbestände erfordert einheitliche Formate.
یکپارچهسازی مجموعههای داده به قالبهای یکسان نیاز دارد.
Die Zusammenführung beider Abteilungen soll Doppelstrukturen vermeiden.
ادغام دو واحد قرار است از ساختارهای تکراری جلوگیری کند.
Erst die Zusammenführung verschiedener Forschungsansätze ergab ein schlüssiges Bild.
فقط با کنار هم آوردن رویکردهای پژوهشی مختلف تصویر منسجمی به دست آمد.
نکتهٔ کاربردی
Zusammenführung بر فرایند کنار هم آوردن عناصر جدا تأکید دارد؛ Zusammenlegung معمولاً علاوه بر آن ادغام رسمی یا کاهش ساختارهای موازی را هم میرساند.
