معنی ۱neutral · 92%
میزان پیوند، همبستگی و حمایت متقابل میان اعضای یک گروه
مثالهای طبیعی
Gemeinsame Erfolge stärken den Zusammenhalt im Team.
موفقیتهای مشترک همبستگی در تیم را تقویت میکنند.
In schwierigen Zeiten zeigte die Familie großen Zusammenhalt.
خانواده در روزهای سخت همبستگی زیادی نشان داد.
Soziale Ungleichheit kann den gesellschaftlichen Zusammenhalt schwächen.
نابرابری اجتماعی میتواند انسجام جامعه را تضعیف کند.
نکتهٔ کاربردی
Zusammenhalt به رابطه و همبستگی اشاره دارد، نه صرفاً نزدیک بودن فیزیکی.
