جلسه یا گردهمایی چند نفر که معمولاً برنامهریزیشده و نسبتاً رسمی یا مهم است
مثالهای طبیعی
Die Zusammenkunft der Delegationen dauerte deutlich länger als geplant.
نشست هیئتها بسیار بیشتر از زمان برنامهریزیشده طول کشید.
Die geheime Zusammenkunft gilt als Wendepunkt der Bewegung.
آن گردهمایی مخفی نقطهٔ عطف جنبش به شمار میرود.
Für Freitag ist eine Zusammenkunft aller Regionalvertreter vorgesehen.
برای جمعه نشستی با حضور همهٔ نمایندگان منطقهای در نظر گرفته شده است.
نکتهٔ کاربردی
Zusammenkunft از نظر سبک رسمیتر از Treffen است و اغلب در گزارشهای دیپلماتیک، تاریخی یا رسمی دیده میشود.
