قطعات جداگانه را به یک کل تبدیل کردن.
مثالهای طبیعی
Die Kinder setzten das Modell aus vielen kleinen Teilen zusammen.
بچهها مدل را از قطعات کوچک زیادی سرهم کردند.
Der Ausschuss setzt sich aus Vertreterinnen aller Abteilungen zusammen.
کمیته از نمایندگان همهٔ بخشها تشکیل شده است.
Nach dem Sortieren setzte der Techniker das Gerät wieder zusammen.
پس از مرتبسازی قطعات، تکنسین دستگاه را دوباره سرهم کرد.
نکتهٔ کاربردی
zusammensetzen جداشدنی و باقاعده است: setzt zusammen، setzte zusammen، hat zusammengesetzt. اینجا قطعات مفعول آکوزاتیو هستند.
درس کوتاه: zusammensetzen
قطعات جداگانه را به یک کل تبدیل کردن. zusammensetzen جداشدنی و باقاعده است: setzt zusammen، setzte zusammen، hat zusammengesetzt. اینجا قطعات مفعول آکوزاتیو هستند.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «zusammensetzen» مطابقت دارد؟
