برخورد یا همزمانی افراد، رویدادها یا شرایط در یک زمان
مثالهای طبیعی
Das unerwartete Zusammentreffen der beiden Delegationen zog große Aufmerksamkeit auf sich.
تلاقی غیرمنتظرهٔ دو هیئت توجه زیادی را جلب کرد.
Das Zusammentreffen mehrerer Risikofaktoren verschärfte die Lage erheblich.
همزمانی چند عامل خطر وضعیت را بهطور محسوسی تشدید کرد.
Historiker untersuchen das Zusammentreffen wirtschaftlicher und politischer Krisen.
مورخان تلاقی بحرانهای اقتصادی و سیاسی را بررسی میکنند.
نکتهٔ کاربردی
در کاربرد انتزاعی، Zusammentreffen معمولاً بر همزمانی چند شرط و اثر مشترک آنها بر نتیجه تأکید میکند.
