معنی ۱neutral · 91%
با یک یا چند نفر در یک آپارتمان، خانه یا محل اقامت مشترک ساکن بودن
مثالهای طبیعی
Während des Studiums wohnten sie zwei Jahre zusammen.
در دوران تحصیل دو سال با هم ساکن بودند.
Habt ihr schon einmal mit mehreren Personen zusammengewohnt?
تا به حال با چند نفر در یک خانه ساکن بودهاید؟
Sie wohnen zusammen, um die hohen Mietkosten zu teilen.
آنها با هم ساکناند تا هزینهٔ بالای اجاره را تقسیم کنند.
نکتهٔ کاربردی
zusammenwohnen از zusammenleben محدودتر است؛ اولی بر محل سکونت مشترک تأکید دارد، دومی میتواند همزیستی اجتماعی گستردهتر را هم بیان کند.
