معنی ۱neutral · 87%
کسی را هنگام انجام کاری یا رویدادی را بدون مشارکت تماشا کردن
مثالهای طبیعی
Die Kinder schauen der Köchin beim Backen zu.
بچهها آشپز را هنگام پختن تماشا میکنند.
Am Samstag schauen wir dem Endspiel im Stadion zu.
شنبه مسابقهٔ نهایی را در ورزشگاه تماشا میکنیم.
Heute schaue ich meiner Kollegin bei der Reparatur zu.
امروز همکارم را هنگام تعمیر تماشا میکنم.
نکتهٔ کاربردی
ساخت رایج jemandem bei etwas zuschauen است و شخص داتیو میآید.

