معنی ۱neutral · 87%
کسی که اجرا، مسابقه، برنامه یا رویدادی را تماشا میکند
مثالهای طبیعی
Mehr als 30.000 Zuschauer kamen ins Stadion.
بیش از ۳۰ هزار تماشاگر به ورزشگاه آمدند.
Die Zuschauer applaudierten nach der letzten Szene lange.
تماشاگران پس از صحنهٔ آخر مدت زیادی تشویق کردند.
Die Sendung erreichte am Abend zwei Millionen Zuschauer.
این برنامه شب دو میلیون بیننده داشت.
نکتهٔ کاربردی
جمع بدون تغییر است: ein Zuschauer، viele Zuschauer. شکل مؤنث Zuschauerin واژهای جداست.

