در را با شدت محکم بستن یا ناگهان محکم بسته شدن.
مثالهای طبیعی
Er schlug die Autotür zu und ging zum Haus.
او در خودرو را محکم بست و بهسوی خانه رفت.
Bei dem Wind ist die Haustür plötzlich zugeschlagen.
در ورودی بر اثر باد ناگهان محکم بسته شد.
Der Wind schlug die Gartentür laut zu.
باد درِ باغ را محکم بست.
نکتهٔ کاربردی
zuschlagen جداشدنی و قوی است: schlägt zu، schlug zu، hat zugeschlagen. وقتی در خودبهخود محکم بسته میشود، ماضی نقلی با sein میآید: ist zugeschlagen.
درس کوتاه: zuschlagen
در را با شدت محکم بستن یا ناگهان محکم بسته شدن. zuschlagen جداشدنی و قوی است: schlägt zu، schlug zu، hat zugeschlagen. وقتی در خودبهخود محکم بسته میشود، ماضی نقلی با sein میآید: ist zugeschlagen.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «zuschlagen» مطابقت دارد؟
