جزئی از ترکیبهای zustande kommen و etwas zustande bringen؛ چیزی پدید میآید، موفق میشود یا تحقق مییابد.
مثالهای طبیعی
Nach langen Gesprächen kam endlich eine Einigung zustande.
پس از گفتوگوهای طولانی، سرانجام توافقی حاصل شد.
Mit vereinten Kräften brachten sie das Fest zustande.
آنها با نیروی مشترک جشن را برگزار کردند.
Der Kauf kam wegen fehlender Unterlagen nicht zustande.
خرید بهدلیل نبود مدارک انجام نشد.
نکتهٔ کاربردی
zustande قیدی است که معمولاً با kommen یا bringen میآید. املای پیوسته توصیه میشود؛ zu Stande هم ممکن است.
درس کوتاه: zustande
جزئی از ترکیبهای zustande kommen و etwas zustande bringen؛ چیزی پدید میآید، موفق میشود یا تحقق مییابد. zustande قیدی است که معمولاً با kommen یا bringen میآید. املای پیوسته توصیه میشود؛ zu Stande هم ممکن است.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «zustande» مطابقت دارد؟
