معنی ۱neutral · 87%
موافقت، رضایت یا اجازهای که با آن شخص یک پیشنهاد، اقدام یا درخواست را میپذیرد
مثالهای طبیعی
Die Änderung ist nur mit Zustimmung beider Seiten möglich.
این تغییر فقط با موافقت هر دو طرف ممکن است.
Der Vorschlag fand breite Zustimmung im Ausschuss.
این پیشنهاد در کمیته با موافقت گسترده روبهرو شد.
Vor der Veröffentlichung brauchen wir Ihre Zustimmung.
پیش از انتشار به رضایت شما نیاز داریم.
نکتهٔ کاربردی
ساختهای رایج شامل mit Zustimmung، Zustimmung zu + Dativ و jemandes Zustimmung brauchen/erhalten است.

