معنی ۱formal · 90%
تخصیص یا واگذاری رسمی یک منبع، سهمیه، جایگاه، وظیفه یا حق
مثالهای طبیعی
Die Zuteilung der Wohnungen erfolgt nach sozialen Kriterien.
تخصیص واحدهای مسکونی بر اساس معیارهای اجتماعی انجام میشود.
Über die Zuteilung zusätzlicher Mittel entscheidet der Haushaltsausschuss.
کمیتهٔ بودجه دربارهٔ تخصیص منابع اضافی تصمیم میگیرد.
Die Zuteilung zu den Seminaren wird zentral organisiert.
تخصیص دانشجویان به سمینارها بهصورت متمرکز انجام میشود.
نکتهٔ کاربردی
Zuteilung معمولاً وجود یک مرجع یا فرایند برای توزیع چیزی میان دریافتکنندگان را میرساند، اغلب وقتی منابع محدودند.
