اعتماد به اینکه کسی توانایی انجام یا مدیریت کاری را دارد
مثالهای طبیعی
Die Leitung hat großes Zutrauen in ihre Entscheidungskompetenz.
مدیریت اعتماد زیادی به توانایی او در تصمیمگیری دارد.
Nach mehreren Fehlern schwand das Zutrauen in das Projektteam.
پس از چند خطا اعتماد به توانایی تیم پروژه کاهش یافت.
Das Zutrauen der Lehrkraft stärkte seinen Mut, anspruchsvollere Aufgaben zu übernehmen.
اعتماد معلم به توانایی او باعث شد جرئت انجام وظایف دشوارتر را پیدا کند.
نکتهٔ کاربردی
Zutrauen بیشتر به توانایی و شایستگی مربوط است؛ Vertrauen گستردهتر است و اعتماد شخصی یا قابلاعتمادبودن را هم دربرمیگیرد.
