معنی ۱neutral · 87%
قابلاعتماد و دارای عملکرد یا رفتار قابل اتکا
مثالهای طبیعی
Frau Neumann ist sehr zuverlässig und hält ihre Termine ein.
خانم نویمن بسیار قابلاعتماد است و به زمانبندیهایش پایبند میماند.
Das System läuft auch unter hoher Last zuverlässig.
سیستم حتی زیر بار زیاد هم قابلاعتماد کار میکند.
Für die Analyse brauchen wir zuverlässige Daten.
برای تحلیل به دادههای قابلاعتماد نیاز داریم.
نکتهٔ کاربردی
zuverlässig مقایسهپذیر است: zuverlässiger، am zuverlässigsten. متضاد آن unzuverlässig است.

