با اطمینان به اینکه چیزی خوب پیش خواهد رفت یا موفق خواهد شد.
مثالهای طبیعی
Trotz der Verzögerung bleibt das Team zuversichtlich.
با وجود تأخیر، تیم همچنان امیدوار است.
Sie ist zuversichtlich, dass der Test gut läuft.
او امیدوار است که آزمون بهخوبی پیش برود.
Der Trainer zeigte sich vor dem Finale besonders zuversichtlich.
مربی پیش از مسابقهٔ پایانی بهویژه خوشبین بود.
نکتهٔ کاربردی
zuversichtlich اغلب بهصورت مسندی با sein میآید. جملهٔ پیرو با dass میتواند نتیجهٔ مثبت مورد انتظار را بیان کند؛ مانند «Sie ist zuversichtlich, dass der Test gut läuft». ترکیب zuversichtlich in die Zukunft blicken نیز رایج است.
درس کوتاه: zuversichtlich
با اطمینان به اینکه چیزی خوب پیش خواهد رفت یا موفق خواهد شد. zuversichtlich اغلب بهصورت مسندی با sein میآید. جملهٔ پیرو با dass میتواند نتیجهٔ مثبت مورد انتظار را بیان کند؛ مانند «Sie ist zuversichtlich, dass der Test gut läuft». ترکیب zuversichtlich in die Zukunft blicken نیز رایج است.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «zuversichtlich» مطابقت دارد؟
