معنی ۱neutral · 82%
مرجعی کاری یا جایی را به کسی اختصاص میدهد.
مثالهای طبیعی
Einen Raum wies die Leiterin jedem Team zu.
مدیر به هر گروه یک اتاق اختصاص داد.
Das Gericht wies dem Kläger die Kosten zu.
دادگاه هزینهها را به خواهان نسبت داد.
Der Trainer weist den Spielern neue Rollen zu.
مربی نقشهای تازهای به بازیکنان میدهد.
نکتهٔ کاربردی
zuweisen جداشدنی و قوی است؛ مورد آکوزاتیو و دریافتکننده داتیو است.
درس کوتاه: zuweisen
مرجعی کاری یا جایی را به کسی اختصاص میدهد. zuweisen جداشدنی و قوی است؛ مورد آکوزاتیو و دریافتکننده داتیو است.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «zuweisen» مطابقت دارد؟
