قابلانتساب به علت، عامل، شخص یا تأثیر مشخصی بودن
مثالهای طبیعی
Der Anstieg ist vor allem höheren Energiekosten zuzuschreiben.
این افزایش عمدتاً قابل انتساب به هزینههای بالاتر انرژی است.
Die Beschwerden sind wahrscheinlich einer Unverträglichkeit zuzuschreiben.
این علائم احتمالاً ناشی از یک ناسازگاری غذایی است.
Der Erfolg ist nicht einer einzelnen Person zuzuschreiben.
این موفقیت را نمیتوان به یک فرد خاص نسبت داد.
نکتهٔ کاربردی
این ساخت بهویژه برای نسبتدادن علت طبیعی است؛ در مقایسه با zuzurechnen sein کمتر بر طبقهبندی حقوقی یا رسمی و بیشتر بر توضیح علت تأکید دارد.
