معنی ۱neutral · 82%
فشار شدید آزادی انتخاب را محدود میکند.
مثالهای طبیعی
Niemand sollte unter Zwang unterschreiben.
هیچکس نباید تحت فشار امضا کند.
Für den Besuch besteht kein Zwang.
برای حضور اجباری در کار نیست.
Der Zeitdruck erzeugte bei ihr den Zwang, sofort zu handeln.
فشار زمانی او را واداشت فوراً اقدام کند.
نکتهٔ کاربردی
Zwang اغلب با zu میآید؛ حالت اضافی دو شکل و جمع آن Zwänge است.
درس کوتاه: Zwang
فشار شدید آزادی انتخاب را محدود میکند. Zwang اغلب با zu میآید؛ حالت اضافی دو شکل و جمع آن Zwänge است.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «Zwang» مطابقت دارد؟
