Zwangsisolierung
C2اسمقرنطینه کردن، محل قرنطینه، قرنطینه کردن محل قرنطینه
JadoLearn Dictionary
Zwangsisolierung یعنی قرنطینه کردن. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
قرنطینه کردن، محل قرنطینه، قرنطینه کردن محل قرنطینه
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
قرنطینه کردن، محل قرنطینه
قرنطینه کردن، محل قرنطینه
قرنطینه کردن، محل قرنطینه
قابل معاشرت، انس گیر، آمیزگار
قابل معاشرت، انس گیر، آمیزگار
پادشاهی، مملکت، ملکوت
چرک، کثافت، چرکی
خطه، سرزمین، قلمرو
خطه، سرزمین، قلمرو
استوار، دج، متقن
استوار، دج، متقن
منزوی، صومعه نشین، تارک دنیا
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.