معنی ۱neutral · 82%
بهسبب شرایط قابل جلوگیری نیست.
مثالهای طبیعی
Mehr Verkehr führt zwangsläufig zu längeren Wartezeiten.
ترافیک بیشتر ناگزیر انتظار را طولانیتر میکند.
Ein Fehler bedeutet nicht zwangsläufig das Ende.
یک اشتباه لزوماً به معنای پایان نیست.
Ohne Regen wird die Ernte zwangsläufig kleiner.
بدون باران محصول ناگزیر کمتر میشود.
نکتهٔ کاربردی
zwangsläufig پیامد ناگزیر را میگوید و مسندی یا قیدی میآید؛ Duden معنای فنی هم دارد.
درس کوتاه: zwangsläufig
بهسبب شرایط قابل جلوگیری نیست. zwangsläufig پیامد ناگزیر را میگوید و مسندی یا قیدی میآید؛ Duden معنای فنی هم دارد.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «zwangsläufig» مطابقت دارد؟
