موقعیتی اجباری و دشوار که گزینههای فرد را بهشدت محدود میکند
مثالهای طبیعی
Durch die unerwarteten Kosten geriet die Familie in eine finanzielle Zwangslage.
هزینههای غیرمنتظره خانواده را در تنگنای مالی قرار داد.
Die Regierung wollte vermeiden, den Partner öffentlich in eine Zwangslage zu bringen.
دولت میخواست از قرار دادن علنی شریک خود در یک وضعیت ناگزیر خودداری کند.
Beschäftigte dürfen nicht in eine Zwangslage geraten, in der sie auf Rechte verzichten müssen.
کارکنان نباید در وضعیتی اجباری قرار بگیرند که مجبور شوند از حقوق خود صرفنظر کنند.
