معنی ۱formal · 88%
بهاجبار یا بهزور، نه بهصورت داوطلبانه
مثالهای طبیعی
Die Räumung wurde schließlich zwangsweise durchgesetzt.
تخلیه در نهایت بهاجبار اجرا شد.
Mehrere Beschäftigte wurden zwangsweise an einen anderen Standort versetzt.
چند کارمند بهاجبار به محل دیگری منتقل شدند.
Eine Behandlung gegen den Willen der Person darf nur unter engen Voraussetzungen zwangsweise erfolgen.
درمان برخلاف خواست فرد فقط در شرایط بسیار محدود میتواند بهاجبار انجام شود.
نکتهٔ کاربردی
این قید بر نبود انتخاب داوطلبانه تأکید دارد و در بافتهای حقوقی، اداری و نهادی رایج است.
