معنی ۱neutral · 92%
بدون شک؛ برای بیان اینکه گوینده چیزی را کاملاً درست یا قطعی میداند
مثالهای طبیعی
Das war zweifellos die schwierigste Phase des Projekts.
آن بیتردید سختترین مرحلهٔ پروژه بود.
Die Erfindung hatte zweifellos großen Einfluss auf die Gesellschaft.
این اختراع بدون شک تأثیر زیادی بر جامعه داشت.
Sie ist zweifellos eine der erfahrensten Personen im Team.
او بیتردید یکی از باتجربهترین افراد تیم است.
نکتهٔ کاربردی
zweifellos از wahrscheinlich قویتر است و بهجای احتمال، قطعیت را بیان میکند.
