معنی ۱neutral · 82%
هنگام وقفه یا میان بخشهای فعالیت.
مثالهای طبیعی
Zwischendurch trank sie ein Glas Wasser.
او در این فاصله آب نوشید.
Wir essen zwischendurch eine Kleinigkeit.
ما میان وعدهها چیزی مختصر میخوریم.
Zwischendurch prüft er kurz seine Nachrichten.
او گاهی میان کار پیامهایش را بررسی میکند.
نکتهٔ کاربردی
zwischendurch وقفه یا تکرار گهگاهی را میرساند.
درس کوتاه: zwischendurch
هنگام وقفه یا میان بخشهای فعالیت. zwischendurch وقفه یا تکرار گهگاهی را میرساند.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «zwischendurch» مطابقت دارد؟
