Zylinder
C2اسمسیلندر، استوانه، سیلندر استوانه
JadoLearn Dictionary
Zylinder یعنی سیلندر. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
سیلندر، استوانه، سیلندر استوانه
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
گرداندن، جاری شدن، ادارهکردن
جزو، بخش، جزء
بوبین، سیلندر، استوانه
سیلندر، استوانه، تبیره زدن
سیلندر، استوانه، اراده
سیلندر، استوانه
مستراح، خلاء، میز آرایش
مناقصه، پیشنهاد مناقصه، آلت تراش
قابل معاشرت، انس گیر، آمیزگار
قابل معاشرت، انس گیر، آمیزگار
پادشاهی، مملکت، ملکوت
چرک، کثافت، چرکی
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.