معنی ۱neutral · 85%
چیزی که افراد مسئول، آن را خالی، بدون استفاده یا بیمراقبت رها کردهاند.
مثالهای طبیعی
The abandoned factory stands beside the river.
کارخانهٔ متروکه کنار رودخانه قرار دارد.
That house looks abandoned.
آن خانه متروکه به نظر میرسد.
Police removed an abandoned car from the road.
پلیس خودروی رهاشدهای را از جاده برداشت.
نکتهٔ کاربردی
این صفت یک وضعیت را بیان میکند؛ وقتی منظور انجام یک عمل باشد، was abandoned میتواند ساختار فعل مجهول باشد.
