رها کردن شخص یا چیزی بدون مراقبت، حمایت یا حفاظت موردنیاز
مثالهای طبیعی
Officers investigated the abandonment of three puppies.
مأموران رها کردن سه تولهسگ را بررسی کردند.
Fear of abandonment can shape close relationships.
ترس از رها شدن میتواند بر روابط نزدیک اثر بگذارد.
The tenants reported abandonment by their landlord.
مستأجران از رها شدن و بیتوجهی مالک شکایت کردند.
نکتهٔ کاربردی
abandonment نشاندهندهٔ ترک مراقبت یا مسئولیت است؛ بیرون رفتن کوتاه از مکانی لزوماً abandonment نیست.
