کمتر شدن شدت یا مقدار چیزی زیانبار یا نامطلوب.
مثالهای طبیعی
Residents demanded noise abatement near the busy motorway.
ساکنان خواستار کاهش آلودگی صوتی در نزدیکی بزرگراه شلوغ شدند.
There was little abatement of the severe symptoms overnight.
شدت نشانههای شدید بیماری در طول شب چندان کم نشد.
Pollution abatement remained a priority for the council.
کاهش آلودگی همچنان از اولویتهای شورای شهر بود.
نکتهٔ کاربردی
Abatement واژهای نسبتاً رسمی است و در سیاستگذاری یا گزارشها رایجتر است؛ reduction کاربرد عمومیتری دارد.
