معنی ۱neutral · 89%
مجموعهٔ مذهبیای که راهبان یا راهبهها در آن زندگی میکنند یا قبلاً زندگی میکردهاند
مثالهای طبیعی
The ruined abbey attracts visitors throughout the summer.
صومعهٔ ویرانشده در سراسر تابستان بازدیدکنندگان را جذب میکند.
Workers restored an abbey near the coast.
کارگران صومعهای نزدیک ساحل را مرمت کردند.
Monks once lived in the abbey.
زمانی راهبان در آن صومعه زندگی میکردند.
نکتهٔ کاربردی
بسیاری از ساختمانهایی که هنوز abbey نامیده میشوند، امروز موزه، کلیسا یا ویرانهاند، نه محل زندگی جامعهٔ مذهبی فعال.
