بهطور رسمی از مقام پادشاهی یا ملکهبودن کنارهگیری کردن.
مثالهای طبیعی
The queen abdicated after decades on the throne.
ملکه پس از دههها فرمانروایی از سلطنت کناره گرفت.
Some monarchs abdicate in favor of an heir.
بعضی پادشاهان به نفع جانشین خود از تخت سلطنت کنارهگیری میکنند.
He eventually abdicated the throne under intense pressure.
او سرانجام زیر فشار شدید از سلطنت کناره گرفت.
نکتهٔ کاربردی
پادشاه یا ملکه میتواند abdicate یا abdicate the throne کند؛ کسی که از شغل معمولی کنار میرود معمولاً resign میکند. abdicate in favor of someone جانشین مدنظر را مشخص میکند.
