معنی ۱neutral · 89%
جرم یا رویداد بردن غیرقانونی شخص با زور یا فریب
مثالهای طبیعی
Police are investigating a suspected abduction near the station.
پلیس در حال بررسی آدمربایی احتمالی نزدیک ایستگاه است.
The family reported the abduction of their relative.
خانواده ربوده شدن یکی از بستگانشان را گزارش کردند.
Three abductions were recorded in the region last year.
سال گذشته سه مورد آدمربایی در منطقه ثبت شد.
نکتهٔ کاربردی
abduction و kidnapping در گزارشهای عمومی همپوشانی دارند، اما تعریف دقیق حقوقی ممکن است در کشورها متفاوت باشد.
