وضعیتی موقت که در آن فعالیت، تصمیم یا حقی به حالت تعلیق درمیآید، بیآنکه برای همیشه پایان یافته باشد.
مثالهای طبیعی
The committee held the proposal in abeyance pending consultation.
کمیته بررسی آن پیشنهاد را تا زمان مشورتهای بیشتر معلق نگه داشت.
Ownership remains in abeyance until the appeal concludes.
وضعیت مالکیت تا پایان رسیدگی به درخواست تجدیدنظر همچنان نامشخص میماند.
Several reforms fell into abeyance during the crisis.
چند طرح اصلاحی در جریان بحران به حالت تعلیق درآمد.
نکتهٔ کاربردی
اغلب در عبارت in abeyance به کار میرود و به معنی لغو دائمی نیست.
