abiding
C1صفت/US /əbˈaɪdɪŋ/ əb-ĪD-ĭng; UK /əbˈaɪdɪŋ/ əb-ĪD-ĭng/
پایدار؛ ماندگار، پایدار، ماندگار
JadoLearn Dictionary
معنی abiding به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
پایدار؛ ماندگار، پایدار، ماندگار
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
مستمر، همیشگی، ماندنی
سیر، عمیق، ژرف
ماندنی، دیرپای، بادوام
پایدار، با دوام
موقتی، بی دوام، موقت
تندپا
بومی؛ از نخستین ساکنان
ساینده؛ تندخو
شرمنده؛ خجالتزده
راهبی، دیری، خانقاهی
شکم گنده
بی تکلیف
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.