abject
C1صفت/US /ˈæbdʒɛkt/ ĂBJ-ĕkt; UK /ˈæbdʒɛkt/ ĂBJ-ĕkt/
بسیار بد؛ خوار؛ نکبتبار، بسیار بد، خوار
JadoLearn Dictionary
معنی abject به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
بسیار بد؛ خوار؛ نکبتبار، بسیار بد، خوار
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
تهیدستی، تنگدستی، تهی دستی
اعسار، مردودیت، شکست
بدروزگار، تیره روز، تیره بخت
منحوس، پست فطرت، شقی
غره، مستکبر، برتن
بسیار خوب، ممتاز، نغز
پایدار؛ ماندگار
بومی؛ از نخستین ساکنان
ساینده؛ تندخو
شرمنده؛ خجالتزده
راهبی، دیری، خانقاهی
شکم گنده
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.