مربوط به حالت دستوریای که جدایی، منشأ، وسیله یا رابطههای مشابه را نشان میدهد.
مثالهای طبیعی
The teacher explained why this noun takes the ablative case.
معلم توضیح داد چرا این اسم در حالت آبلاتیو میآید.
This ending is ablative rather than accusative.
این پسوند مربوط به حالت آبلاتیو است، نه حالت مفعولی.
An ablative construction can indicate the means of an action.
یک ساختار آبلاتیو میتواند وسیلهٔ انجام یک کار را نشان دهد.
نکتهٔ کاربردی
بیشتر هنگام یادگیری زبانهایی با حالتهای دستوری، بهویژه لاتین، دیده میشود.
