ablaze
B2صفت/US /əblˈeɪz/ əbl-ĀZ; UK /əblˈeɪz/ əbl-ĀZ/
در حال سوختن؛ درخشان، در حال سوختن، درخشان
JadoLearn Dictionary
معنی ablaze به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
در حال سوختن؛ درخشان، در حال سوختن، درخشان
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
تیراندازی کردن، تیر انداختن، نار
شعله زدن، شعله، لهب
نگاه سوزان کردن، تافتن، تاب آمدن
سوزنده، محرق، افروخته
تاریک، دیجور، تیره
متروک؛ رهاشده
مطلق؛ کامل؛ قطعی
انتزاعی؛ چکیده؛ استخراج کردن
پوچ؛ بیمعنی؛ مضحک
قابل دسترس؛ قابل فهم؛ مناسب معلولان
پاسخگو؛ مسئول
شکمی؛ مربوط به شکم
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.