فاقد معلولیت یا وضعیت جسمیای که فعالیتهای بدنی معمول را بهشدت محدود کند.
مثالهای طبیعی
The event welcomed disabled and able-bodied runners.
در این رویداد از دوندگان دارای معلولیت و بدون معلولیت استقبال شد.
Some able-bodied volunteers helped carry the tables.
چند داوطلبِ بدون معلولیت جسمی به جابهجایی میزها کمک کردند.
The survey classified participants as able-bodied or disabled.
این پیمایش شرکتکنندگان را در دو گروهِ دارای معلولیت و بدون معلولیت دستهبندی کرد.
نکتهٔ کاربردی
برخی able-bodied را نامناسب میدانند، زیرا ممکن است القا کند افراد دارای معلولیت توانایی کمتری دارند؛ non-disabled اغلب ترجیح دارد.
