آگاهانه از چیزی که دوست دارید چشم پوشیدن، بهخاطر یک اصل یا به سود دیگری.
مثالهای طبیعی
Her quiet abnegation made the long relief mission possible.
ازخودگذشتگیِ بیسروصدای او انجام آن مأموریت امدادرسانیِ طولانی را ممکن کرد.
Abnegation can become harmful when personal needs are continually ignored.
وقتی نیازهای شخصی پیوسته نادیده گرفته شوند، ازخودگذشتگی میتواند آسیبزا شود.
His years of abnegation left little time for leisure.
سالها چشمپوشی او از خواستههایش، وقت کمی برای تفریح باقی گذاشته بود.
نکتهٔ کاربردی
Abnegation بر خودداریِ داوطلبانه تأکید میکند، نه کمبود یا محرومیتی که ناخواسته به کسی تحمیل شده باشد.
