ویژگی یا وضعیتی که بهطور محسوس با حالت معمول یا مورد انتظار تفاوت دارد.
مثالهای طبیعی
The scan revealed a minor abnormality.
اسکن یک ناهنجاری جزئی را نشان داد.
Engineers detected an abnormality in the pressure data.
مهندسان ناهنجاریای در دادههای فشار شناسایی کردند.
No structural abnormalities were found during the survey.
در جریان بررسی، هیچ ناهنجاری ساختاریای پیدا نشد.
نکتهٔ کاربردی
برای مشخصکردن محل یک یافتهٔ غیرمعمول در نتایج یا اندازهگیریها از an abnormality in استفاده میشود. خود این واژه علت یا شدت آن را مشخص نمیکند.
